کد خبر: ۱۳۹۲
اشتراک گذاری در :
تاریخ انتشار: ۲۱:۰۶:۳۴ - ۱۳۹۵/۱۰/۲۴

باید مثل او فرماندهی جنگ را بر عهده داشت اما در آرزوی صلح بود



علی بهرامی سردبیر نشریه بیداری و از اعضای شورای سیاستگذاری حزب اعتدال و توسعه استان کرمان


به گزارش پورتال رسمی حزب اعتدال و توسعه،

مرگ همیشه آدم را مبهوت خود میکند، بیشتر مواقع با ترس، دلتنگی، غم از دستدادگی و به ندرت با شکوه و زیبایی حماسی. شکوهی که بیشتر نصیب جوانانی میشود که شجاعانه در میدانهای دفاع از سرزمین و عقاید جان خود را نثار میکنند اما گاهی این شکوه از آن افراد بزرگی میشود که نه در لحظهای پر از سرافرازی و احساسات که با عمری تواضع و صبوری به آن دست مییابند. بیتردید آیتالله هاشمی رفسنجانی در هشتاد دو سالگی در اوج شکوه و زیبایی از میان ما رفت، شکوهی حماسی و اسطورهای. اما آنچه ما باید در پیاش باشیم کشف راز دستیابی به این موقعیت ممتاز است؟

در روزگاری که خطر پوپولیسمِ احساساتگرا، دموکراسیها را حتی در کشورهای پیشرفته تهدید میکند، و عدهای با گروگانگیری عواطف و احساسات طیف وسیعی از مردم در اندیشه به دست گرفتن قدرت هستند، هاشمی مرد خرد بود و اندیشه، مرد گذر از طوفان بحرانها.او در مقاطع مختلف، با تدبیر و امید و صبورانه با چشمان باز جلو غبار برخاسته از احساسات و تعصبات میایستاد و درست لحظهای که همه تصور میکردند او و اندیشهی او محو شده است به طرز شگفتانگیز پیشبینیهایش محقق میشد و با فرونشستن غبار کورکننده، وقتی  آرام آرام فضا دوباره شفاف میشد، کوه خرد و مصلحت نمایانتر و پرابهتتر از همیشه جلوهگری میکرد. او از معدود شخصیتهای تاریخ معاصر ماست که فریفته رهواری مرکبِ سیاست در شرایط وزش بادهای مساعد نمیشد، و گمان نمیبرد بیشه خالی است و احتمال میداد پلنگ خفته باشد، همان واقعیت پلنگسانی که به ناگاه رگ امیر کبیر را زده بود و مصدق را سالها در کنج خانهای متروک در احمدآباد زندانی کرده بود.

امروز بسیار صحبت از ادای دین به هاشمی و ادامه راه اوست اما به نظر میرسد این سخنان تا حدودی بر مبنای همان احساساتگرایی بنا شدهاند که هاشمی همواره از آن پرهیز میکرد. ادای دین ما به هاشمی اساسا چه معنی میتواند داشته باشد؟ شاید ما نه در فکر ادای دین به او! که باید در فکر درس گرفتن از هاشمی بزرگ باشیم تا بتوانیم در غبار، راه خود را بیابیم و به آرزوها و آرمانهای ملی دست یابیم.

باید از او درس گرفت باید مثل او فرماندهی جنگ را بر عهده داشت اما در آرزوی صلح بود، باید صلح کرد اما تسلیم نشد، باید معترض و منتقد بود اما خیانت نکرد، باید برای دادن درس اطاعت از قانون، فرزند خود را علیرغم محق ندانستن به زندان بدرقه کرد، باید منافع گروهی و سود فردی و خانوادگی را قربانی کرد تا منافع کلان کشور حفظ شود، باید آرامش این سرزمین را حفظ کرد، نه آرامشی که ما را در خواب مرگبار فرو برد؛ بلکه آرامشی برای حرکت گام به گام، رو به جلو.