کد خبر: ۱۴۰۱
اشتراک گذاری در :
تاریخ انتشار: ۱۰:۴۰:۵۰ - ۱۳۹۵/۱۱/۲

یکسالگی برجام /انتخابات ریاست جمهوری و امنیت ملی



دکتر امین محمودی نیا مدرس دانشگاه و دبیر حزب در استان خراسان جنوبی و عضو کمیته سخنرانان حزب اعتدال و توسعه


در آستانه برگزاری یکی از سرنوشت ساز ترین انتخابات کشور، برجام باوجود همه موانع، بالاخره یک ساله شد. معطوف به چنین تقارنی، این یادداشت می‌کوشد پیوند درونی برجام و انتخابات 29 اردیبهشت سال 96 را تبیین کند. از این رهگذر، هدف این مقاله تشریح شرایطی است که در صورت تحقق، انتخابات پیش رو، از یکسو تضمینی خواهد بود برای ثبات داخلی کشور بر مبنای رضایت عمومی و شمول‌گرایی سیاسی و از سوی دیگر، پشتوانه‌ای خواهد شد برای دوام برجام به‌عنوان چارچوبی که جایگاه کانونی ایران در روند تعیین مناسبات آینده قدرت در جهان  را تضمین می‌کند.

۱- برجام را باید به ‌درستی برنامه ای در جهت ارتقای قدرت، ثبات و اثرگذاری منطقه‌ای و جهانی ایران ازسوی قدرت‌های بزرگ دانست.

گرایش سیاسی خاصی در داخل کوشیده است برجام را موجب بی‌ثباتی و ناامنی ایران معرفی کند. با این حال، اخبار دقیق و تحلیل‌های کارشناسان معتبر بین‌المللی و وقایع چند ماه اخیر همگی گواهی می‌دهند که برجام و چشم‌انداز تحولات سیاسی و استراتژیکِ پی‌آیندِ آن، خشم شدید رقبای سرسخت ایران از جمله رژیم اشغالگر قدس و معدود کشورهای عربی را بیش از هر زمان دیگری برانگیخته است و این بار خشمی نه‌تنها علیه ایران، بلکه در واکنشی به چرخش سیاست های 5قدرت بزرگ  به سوی همکاری با ایران است.

در کنار تعطیلی اقتصاد فاجعه بار تحریم، یکی از مهم‌ترین عواملی که آتش خشم رقبای منطقه‌ای ایران را برافروخته، این است که شکل‌گیری و تداوم برجام را به‌درستی در گرو تغییری ۱۸۰ درجه‌ای ولو تدریجی در برداشت قدرت‌های بزرگ از ایران به‌عنوان یک بازیگر سیاسی توانا می‌دانند: تغییر برداشت قدرت‌های بزرگ از «ایران به‌عنوان یک تهدید ذاتی و دائمی و بخشی از معضل» به‌ برداشتی جدید از «ایران به‌عنوان بازیگری قابل اعتماد برای مشارکت رقابتی و بخشی از راه‌حل.» منظور از شکل‌گیری این برداشت جدید از ایران به‌عنوان «رقیب قابل اعتماد و قابل مشارکت»، حصول اعتماد محتاطانه متقابل میان ایران و کشورهای بزرگ است: اعتماد به تعهد و تقید عملی متقابل به معاهدات و قول‌وقرارهای رسمی و غیررسمی، آن هم در عین رقابت برای بیشینه‌سازی منافع ملی از یک‌سو و مشارکت رقابت‌آمیز برای حل‌وفصل معضلات مشترک، مثل آینده سوریه، عراق، لبنان، افغانستان و حاشیه‌نشینان خلیج فارس از سوی دیگر. این مشارکت رقابت‌آمیز، معنای اصلی فصلی نوین در مناسبات میان ایران و قدرت‌‌های بزرگ جهان در مقیاس منطقه‌ای است که اکنون با آغاز رفع کامل تحریم‌ها گشوده شده است.

چشم‌انداز چنین مشارکتی، لزوما رقابت‌آمیز است به این معنا که هر دو سوی این رابطه جدید می‌دانند که نه خود و نه طرف مقابل بنا نیست از ترجیحات اید‌ئولوژیک و چارچوب تعیین منافع ملی خود دست بردارد. از این رو، رقابت ناگزیر است؛ اما رقابتی که در چارچوبی مشارکتی و حل ‌مسأله‌ای مدیریت می‌شود تا از مهار خارج نشود و به نقطه کور برخورد و تهدید امنیتی نرسد. حل دیپلماتیک و از سر اقتدار برخورد سال گذشته با شناورهای آمریکایی در خلیج فارس نمونه‌ای از فعال شدن این سازوکار مهار تنش‌ها میان ایران و آمریکا و قدرت های بزرگ است.

از این منظر، برجام فارغ از جهات فنی‌اش، در واقع، چارچوبیه ای امنیتی و سیاسی برای کنترل و مهار و تدبیر ااختلافات و تعیین حد و مرز رقابت‌ها و شکل‌گیری نوعی مشارکت رقابت‌آمیز و محتاطانه‌ برای حل‌وفصل مسائل مشترک در منطقه حساس غرب آسیا است.

علایم شکل‌گیری پارادایم جدید را می توان در همین زمان اندک یکساله شدن فضای پسابرجام حاکم دید.

 سیاست منطقه‌ای آمریکا و اروپا در همین دوره کوتاه، نشانه‌های مهمی از نزدیک شدن به ترجیحات ایرانی برای حل‌وفصل منازعات منطقه‌ای با خود دارد، آن هم به بهای بروز ناخرسندی میان آمریکا و متحدان دیرینه منطقه‌ای‌اش عربستان سعودی و اسرائیل. برای نمونه، توجه به سه چرخش بزرگ در زمینه منازعات سوریه می‌تواند بسیار گویا باشد: دعوت از ایران به مذاکرات حل‌وفصل منازعات سوریه باوجود مخالفت بسیاری از نیروهای درگیر از جمله عربستان سعودی؛ تغییر رویکرد بین‌المللی به جایگاه بشار اسد در روند گذار در سوریه برخلاف اصرار ترکیه و عربستان؛ تغییر رویکرد قدرت‌های غربی در مورد جایگاه برگزاری انتخابات عمومی و آزاد در سوریه برای تعیین آینده نظام سیاسی در این کشور، باز هم باوجود مخالفت بسیاری از بازیگران تاثیرگذار از جمله عربستان. گذشته از سوریه، نمونه‌های مهم دیگری از تغییر مرکز ثقل سیاست منطقه‌ای آمریکا و اروپا به سوی مواضع ایران در منطقه به‌ویژه در قبال داعش، تحولات عراق و مسائل افغانستان و لبنان قابل ردیابی است. موضع‌گیری‌های شدید آمریکا و اروپا در محکومیت اعدام شیخ نمر باقر النمر خصوصا در مقایسه با مواضع محتاطانه آنها در قبال حمله به نمایندگی‌های عربستان در ایران یکی از جدیدترین برون‌دادهای این چرخش بنیادین است.

۲. رقابت عربستان با ایران در همه سطوح ممکن از اقتصاد نفت و سیاست منطقه‌ای و یار‌گیری‌های بین‌المللی تا ایدئولوژی‌های دینی دهه‌ها در جریان بوده است. این رقابت هرچند با افت‌وخیز‌هایی همراه بوده است، هیچ‌گاه قطع نشده است. اما به نظر می‌رسد مرحله جدید این رقابت‌ها تفاوتی ماهوی با گذشته این رقابت‌ها دارد. از زمانی که احتمال نتیجه‌بخش بودن مذاکرات ایران و گروه ۳+۳ قوت گرفت و خصوصا از اواخر حیات ملک عبدالله به این سو و بالاخص از هنگامی که با مرگ وی، قطار سیاست داخلی و خارجی عربستان به ریل تندروی منتقل شد، عربستان از پایگاه سنتی رقابت خاموش با ایران به ایستگاه اختلاف فعال و از آنجا به سوی مقصد تقابل مستقیم حرکت کرده است. رفتارهای تحریک‌کننده عربستان در دو سال و نیم اخیر با سیاست بردباری بالغانه ازسوی ایران پاسخ داده شد. اعدام شیخ نمر باقر النمر و واکنش‌های نسنجیده خیابانی به آن در ایران، این مناسبات پرتنش و شکننده را به‌سوی نقطه جوش راند؛ اما متحدان غربی عربستان مانع شدند عربستان دست به آتش‌بازی‌های کودکانه بزند. برخی تحلیلگران این دیدگاه را موجه می‌دانند که علاوه بر عربستان، ترکیه و اسرائیل که دیگر بازندگان استراتژیک حصول برجام بوده‌اند، خشمگین از پیامدهای مثبت برجام در همین دوره کوتاه پسابرجام به نفع ایران، در متن و حاشیه روندی قرار دارند که در شرایط خاصی می‌تواند به‌آسانی به شعله‌ورتر شدن آتش خصومت میان ایران و عربستان بینجامد.

سویی دیگر از رقابت عربستان سعودی جهت تخریب ایران را می توان بهربرداری این کشور از فضای تحریم ها در قبل از برجام دید که با کاهش سهمیه ایران در بازار و همچنین با کاهش مهندسی‌شده قیمت نفت هدف تخریم زیرساخت های اقتصادی ایران به عنوان یک قدرت منتطقه ای بود. ممکن ابود به نظر بسیاری از تحلیل گران و کارشناسان  تنها راه در دسترس برای جبران خسارات وارده را در برافروخته شدن آتش تخاصم فعال میان اعضای مهم‌ترین حلقه تولید‌کنندگان نفت، خصوصا در خلیج فارس بدانند. جنگی که فارغ از نتیجه‌، برنده ضمنی آن در منطقه، به دلایلی روشن، البته رژیم اشغال گر قدس و در درجه بعد ترکیه می بود.

اما برجام  چهارچوبه ای را هموار ساخت تا ایران بتواند در فضای پس از برجام با درایت در اجلاس اخیر اپک موفقیت مثال زدنی را در  عرضه نفت ترسیم سازد ،این موفقیت از یک سوی سبب افزایش قیمت نفت همراه با افزایش سهمیه ایران در بازار و همچنین کاهش خود خواسته و از سر ناچاری عربستان و دیگر تولید کنندگان نفت داشت، و از سوی دیگر جلوگیری از یک خطر بالقوه امنیتی شد.

۳. در زمینه لغزان خاورمیانه ، انتخابات پیش رو ریاست جمهوری  اهمیت و جایگاهی به‌کلی متفاوت از ادوار انتخاباتی گذشته یافته است. با وجود اهمیت همه ادوار انتخاباتی گذشته در تعیین سیاست‌های داخلی کشور، روند برگزاری هیچ‌یک، به اندازه پیام انتخابات 29اردیبهشت سال آینده ، همزمان بر امنیت ملی و ثبات داخلی ما تاثیر نخواهد داشت.

انتخابات در ایران مهم‌ترین عرصه‌ای است که در آن، از یکسو، اراده سیاسی حاکمیت به‌ویژه در مرحله بررسی صلاحیت‌ داوطلبان و ازسوی دیگر، اراده ملت در قالب آرایی که به صندوق‌ها می‌ریزند، با یکدیگر تلاقی می‌کنند. برآیند تلاقی و ترکیب این دو اراده است که روال‌های حکمرانی در کشور را برای دوره‌هایی چهار ساله، تعیین می‌کند. انتخابات همزمان ریاست جمهوری و شورا های که در ابتدای سال  آینده برگزار خواهد شد، از همین الگو پیروی می‌کند، اما با یک تفاوت بزرگ. آنچه انتخابات 29 اردیبهشت سال آینده را را از دیگر ادوار انتخاباتی تمیز می دهد ، تاثیری است که بر دریافت سیاسی قدرت‌های درگیر در برجام خواهد گذاشت؛ خصوصا درمورد چشم‌انداز جهت‌گیری حاکمیت در ایران.

یک سناریو که برخی در سپهر سیاسی جبهه مخالغف برجام سعی در رقم زدن آن دارند این است که ریاست محترم جمهوری دکتر حسن روحانی به عنوان نماد برجام ، به‌‌نحوی معنادار و غیرقابل توجیه، از ادامه حضور موثر در فضای سیاسی کشور باز ماند. در صورت وقوع، اگر چنین وضعیتی در قالب رویه‌های شناخته شده‌، برای عموم مردم و نخبگان قابل فهم و پذیرش نباشد و در عین حال به‌عنوان اراده حاکمیت تفسیر شود، کفه تحلیل به نفع رقبای تندخوی ایران در منطقه ازجمله اسرائیل، عربستان، ترکیه و برخی لابی‌های وابسته ایشان در کنگره و سناو به ویژه دولت ایالت متحد امریکا سنگین خواهد شد. چنین تغییر موازنه‌‌ای اعتماد به آینده تعهد ایران به چارچوب برجام را متزلزل کرده، مناسبات ایران و قدرت‌های بزرگ را به احتمال زیاد به مرحله ماقبل برجام باز خواهد گرداند، با این تفاوت که در وضعیت ماقبل برجام ما با تهدید‌هایی این‌چنین متنوع و پرفشار مثلا ازسوی داعش و عربستان زخم‌خورده و هم‌پیمانان‌ تحقیر‌شده‌اش مواجه نبودیم. در صورت زوال چارچوب اعتماد و همکاری میان ایران و قدرت‌های بزرگ، تحریک‌های آتش‌افروزانه عربستان سعودی، آینده سیاسی سوریه، عراق ، لبنان ، افغانستان و حاشیه‌نشینان خلیج فارس و نیز آینده داعش همگی می‌توانند به تهدید‌هایی ژرف‌آشوب برای امنیت ملی و منطقه‌ای ما تبدیل شوند. ‌

حالت دیگر این است که هر دو نیروی موافق و مخالف برجام به‌شکلی متعادل و متوازن و موجه وارد رقابت‌های انتخاباتی ‌شوند و خود را به رای و انتخاب مردم عرضه کنند. نتیجه چنین انتخاباتی هرچه باشد، در صورتی که کاملا شفاف و منصفانه برگزار شود، منجر به تغییر نگرشی منفی به ضرر منافع ملی ایران نخواهد شد، بلکه در هر حال، موضع حاکمیت را در داخل و خارج تقویت خواهد کرد. علاوه بر رضایت و انسجام و ثبات ملی که از چنین انتخاباتی حاصل خواهد شد، بر قدرت‌های درگیر در برجام نیز روشن خواهد شد که جهت‌گیری حاکمیتی درمورد برجام در آینده‌ نیز همان است که پیش‌تر در روند منتهی به برجام آشکار شده است. در چنین وضعیتی آینده مناسبات ایران و قدرت‌های بزرگ، یکسره به اقدامات متقابل دو سوی این توافق بستگی خواهد داشت، اقداماتی برای اعتمادسازی بیشتر برای در انداختن طرحی نو برای مشارکت رقابت‌آمیز میان ایران و قدرت‌های جهانی به منظور مدیریت اختلافات فی‌مابین و مهار رقابت‌‌های منطقه‌ای و حل معضلات فرامنطقه‌ای مانند بحران‌های در‌هم‌تنیده تروریسم و انرژی و آب و غذا در بستر ناآرام تغییر سامان استراتژیک و چینش سیاسی خاورمیانه. این‌چنین، تحقق هر یک از این دو حالت مسیر آینده ایران و خاورمیانه را عمیقا تحت تاثیر قرار خواهد داد.

 انتخابات آینده در فضای پسابرجام، انتخاباتی ملی با بردی منطقه‌ای و جهانی است. مردم ایران و فعالان و رهبران سیاسی در ماه های  پیش رو نه‌تنها ریاست جمهوری را تعیین می‌کنند، بلکه با نحوه برگزاری انتخابات، آینده ثبات داخلی، امنیت ملی و جایگاه منطقه‌ای ایران را نیز رقم خواهند زد.

*امین محمودی نیا دانشجوی دکترای علوم سیاسی گرایش جامعه شناسی سیاسی